تبليغاتX
آتش خاموش

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟ 
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت؟ 
ولی بسیار مشتاقم، که از خاک گلویم سوتکی سازد. 
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش 
و او یکریز وپی درپی، 
دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد، 
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد. 
بدین سان بشکند درمن، سکوت مرگبارم را.

     

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 18  توسط سهره | 

اکنون تو با مرگ رفته اي و من اينجا تنها به اين اميد دم ميزنم که با هر نفس گامي به تو نزديک تر ميشوم . اين زندگي من است.

 (دکتر علي شريعتي)



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 15  توسط سهره | 


خدایا ،

به من زیستنی عطا کن ،

که در لحظه مرگ ،

بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است ،

حسرت نخورم .

و مردنی عطا کن ،

که بر بیهودگی اش ، سوگوار نباشم .

بگذار تا آن را من ، خود انتخاب کنم ،

اما آن چنان که تو دوست داری .

« چگونه زیستن » را تو به من بیاموز ،

« چگونه مردن » را خود خواهم آموخت !

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 14  توسط سهره | 

 

نهادم ياد او را با دل خود روبرو امشب شکست زندگى را شرح دادم بهر او امشب
سخن از نااميديها و عشق بىثمر ميرفت ز مرگ و نيستى بد بزم ما را گفتگو امشب
ز غم خاموش کردم شمع را پروانه را راندم به تنهائى نشستم در عزاى آرزو امشب
مده پندم به صبرايدوست زين بيش ازغم هجرت حديث صبر و ما شد
صحبت سنگ و سبو امشب
بدستم يادگارش نامه او بود آنرا هم به آب ديدگان دادم ز حسرت شستشو امشب
بطور عشق خواهم رفت بهر شکوه از دستش ز خون دل در اين ره بايدم کردن وضو امشب
شفيقى زندگانى شوره زار پرفريبى بود فريبش را مخور ديگر از آن پرتاب رو امشب

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 18  توسط سهره | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
زندگی اجبار است ...

نوشته های پیشین
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
پیوندها
تنهای خسته
یک نقطه
غریبانه
بی خدا
سروستان
نشر کاشمر
شهر من زادگاه زرتشت
شعرهای من
همیشه با عشق
مسافر کویر
زمزمه های تنهایی
فروشگاه آنلاین کتاب
اشک و لبخند
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM